معنی واژه گوهر شبچراغ
4 بازدید
[ گَ / گُو هَ رِ شَ چِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) و شبچراغ گوهری که در شب چون چراغ نماید. گوهری که در شب چون چراغ درخشد. گوهری را گویند که در شب مانند چراغ افروزد و روشنایی دهد. گویند: گاوی در دریا می باشد و شبها بجهت چرا از دریا برمی آید و این گوهر را از دهان خود بر زمین میگذارد و به روشنایی آن گوهر چرا میکند. و آن را دُرّ شب گون هم میگویند. (برهان قاطع ذیل شبچراغ) (فرهنگ نظام) (آنندراج) (انجمن آرا) (غیاث اللغات). گوهری است افسانه ای که در شب میدرخشد. (فرهنگ نظام). شب تاب. شب گون. دّر شب گون. رجوع به شبچراغ ، شب گون و شب تاب شود: و هر قندیل را یک گوهر شبچراغ درنهادند. (قصص الانبیاء ص ۱۷۵). به شب رنگی آن شب چرا گشت مست چو ماه آمده شبچراغی به دست. نظامی (از آنندراج). هر حرف از او شکفته باغی افروخته تر ز شب چراغی. نظامی (از بهار عجم). رجوع به شب چراغ شود.