معنی گوهرین
8 بازدید
[ گَ / گُو هَ ] (ص نسبی) منسوب به گوهر. از گوهر. گوهری : چشمهٔ صلب پدر چون شد به کاریز رحم زان مبارک چشمه زاد این گوهرین دریای من. خاقانی. || مرصع. آراسته به گوهر: همه گوهرین ساز و زرین ستام بلورین طبق بلکه بیجاده جام.نظامی. بساطی گوهرین در وی بگستر بیار آن کرسی شش پایهٔ زر.نظامی. بجز گوهرین جام و زرین عمود به خروار عنبر به انبار عود.نظامی.
کلمات همقافیه با «گوهرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر