معنی گوهرنمای
6 بازدید
[ گَ / گُو هَ نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) نمایندهٔ گوهر. نشان دهندهٔ گوهر. جواهرنما. نشان دهندهٔ در و جواهر: ماهی اش دندان فکن گشت و صدف گوهرنمای گاو او عنبرفزای و ساحلش سنبل گیا. خاقانی.
کلمات همقافیه با «گوهرنمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر