معنی گولی

معنی گولی

10 بازدید
(حامص) عمل گول. صفت گول. حالت و چگونگی گول. کانائی. چلی. خلی. احمقی. (فرهنگ رشیدی). غفلت. نادانی. ابلهی. (ناظم الاطباء): هرکجا نام او بری ندمد زان زمین گولی و نکوهش و ننگ.فرخی. همه مشغولی عالم گولی است ترک گولی به خدا مشغولی است.جامی. گولی من به کار عشق مگیر نه به یک چَهْ دو بار افتادم.دهخدا. خالِفَة. حذب. خُرق. خَرِق. خُرقة. خَلاطَة. خَلافَة. دَعفَقَة. دَعِک. دَوغَة. رَثَ ء. رَثیَة. رَطَأ. رُعالَة. رَقاعَة. رَهَق. طَرَط. طُغومَة. طُغومیَة. طُرقَة. عَبش. عَبِش. عُنجَهیَّة. عُنجَهانیَّة. غَباوَة. غَبوَة. عِرین. عِزیل. (منتهی الارب).
[ گو / گُ ] (اِ) این کلمه را فرهنگ ناظم الاطباء آورده است به معانی گلوله و گوی، گره، گردی، حب هر چیز گرد، گوی کودکان که بدان بازی کنند. اما مجموع خاص آن فرهنگ است.
(اِخ) دهی است از دهستان گورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل. واقع در ۲۵۰۰۰ گزی جنوب اردبیل و ۶۵۰۰۰گزی شوسهٔ هروآباد به اردبیل. کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۳۴۱ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «گولی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید