معنی گولگیر
4 بازدید
(نف مرکب) که گول را گیرد. که نادان را گرفتار سازد. ابله فریب. که گول را گرفتار کند. || که گول پندارد. که نادان انگارد. که احمق تصور کند. || نادان فریب. که ساده لوح را بفریبد: پس نظر کرد آن سلیمان سوی تخت گفت آری گول گیری ای درخت.مولوی. بوی صدق و بوی کذب گول گیر هست پیدا از نفس چون مشک و سیر. مولوی. کی شود محجوب ادراک بصیر زین سببهای حجاب گول گیر.مولوی.
کلمات همقافیه با «گولگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر