معنی گولخور
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) که گول خورد. که فریب خورد. که زود از راه برود. فریب خور. آب دندان. گول. احمق. پپه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «گولخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر