معنی گولخ
7 بازدید
[ لَ ] (اِ) گولخن. گولخ. کولخ. گلخان. گولخان. گلخن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). گلخن که آتشگاه حمام است. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری) (فرهنگ جهانگیری) تون حمام. (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء): چون گولخ است قوافی قصیده چون گلشن مراست دست که گلشن برآرم از گولخ. سوزنی.
کلمات همقافیه با «گولخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر