معنی گوش موش
5 بازدید
[ شِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گیاهی است که آن را مرزنگوش خوانند و آن خوشبوی می باشد و برگ آن به گوش موش می ماند و به عربی آذان الفار خوانند. (برهان). گیاهی است که آن را مرزنگوش خوانند و مرزموش است و مرزنجوش معرب آن است و عرب آن را آذان الفار می گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). ریحان داود. (واژه نامهٔ گیاهی). مرزنگوش. مرزنجوش. مردقوش. رجوع به مرزنگوش و حاشیهٔ برهان قاطع چ معین ذیل مردقوش و مرزه گوش و مرزنگوش و واژه نامهٔ گیاهی دکتر اسماعیل زاهدی ص ۱۱۶ و ص ۱۲۹ شود. || یک گونه گل که نام علمی آن پاریتاریا کرتیکا و نام عربی آن حشیشةالرمل و حشیشةالزجاج می باشد. (واژه نامهٔ گیاهی دکتر اسماعیل زاهدی ص ۱۳۲).
کلمات همقافیه با «گوش موش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر