معنی گوشیار

معنی گوشیار

6 بازدید
[ گوشْ ] (اِخ) نام حکیمی بوده از فارس و شیخ ابوعلی سینا شاگردی او کرده. (برهان). نام یکی از منجمان مشهور و اصح به کاف تازی است. (رشیدی). نام یکی از حکمای پارسی است. گویند که بوعلی شاگردی او کرده. (جهانگیری). لقب حکیمی که ابوالحسن نام داشت و شیخ ابوعلی سینا شاگردی او نموده است. (غیاث). نام یکی از حکمای پارس است که ابوعلی شاگرد وی بوده است. (انجمن آرا) (آنندراج). وی کیا ابوالحسن گوشیاربن لبان بن باشهری جیلی (گیلانی) از بزرگان منجمان قرن چهارم بوده است گوشیار که مرکب است از گوش (نام یکی از فرشتگان در آئین زردشتی). به اضافهٔ یار از پسوند داتهٔ اوستایی. از تألیفات اوست: ۱- زیج جامع. ۲- زیج بالغ. ۳- مجمل الاصول. ۴- المدخل فی صناعة علم النجوم. ۵- معرفة الاصطرلاب و عمله. (نقل از تعلیقات چهارمقاله چ معین صص ۲۶۱-۲۷۱): چو حل شده ست مرا زیج گوشیار سخن کجا بطیره شوم من ز ریش خند و زنخ. محمدبن بدیع نسوی (از لباب الالباب چ اروپا ج ۱ ص ۲۴۱ و چ نفیسی ص ۲۰۰). قول شرع آموز و باقی رنجه دان قول حکیم کان خط بومعشر است و آن کتاب گوشیار. امیرخسرو (از آنندراج). گوشیار را چون گوش یار گوشوار در گوش کشد. (درهٔ نادره چ شهیدی ص ۹۹).

کلمات هم‌قافیه با «گوشیار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید