معنی گوشهدار
6 بازدید
[ شَ / شِ ] (نف مرکب) زاویه دار. (ناظم الاطباء). که گوشه دارد. که دارای گوشه است. || کنایه آمیز. طعن آمیز. آمیخته به طعن و کنایه: حرفهای گوشه دار. || گوشه نشین. منزوی. مقیم کنج عزلت : که از گوشه داران در این گوشه کیست که بر ماتم آرزوها گریست. نظامی (شرفنامه ص ۳۱۸).
کلمات همقافیه با «گوشهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر