معنی گوشزد کردن
8 بازدید
[ زَ کَ دَ ] (مص مرکب) به سمع رسانیدن. شنوانیدن. || کمی فهمانیدن. اشاره به امری کردن. تا حدی گفتن چیزی به کسی. (یادداشت مؤلف). || تذکر دادن. خاطرنشان کردن. گوشزد ساختن. با یاد آوردن.
کلمات همقافیه با «گوشزد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر