معنی گوشدریده
7 بازدید
[ دَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آنکه گوش او دریده باشد. که گوش او شکافته باشد. که گوش او پاره شده باشد. || (اِ مرکب) دف. (آنندراج). طبلکی که کودکان بدان بازی می کنند. (ناظم الاطباء): راه زنی می کند گوش دریده از آنک سیلی بسیار خورد زخم طپانچه چشید. بدر چاچی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گوشدریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر