معنی گوش‌خز

معنی گوش‌خز

6 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) (از: گوش +خز، خزنده MMMگوش خزک). (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). جانوری است که آن را هزارپا میگویند. (برهان). کرم هزارپا. (رشیدی). هزارپا را گویند. (جهانگیری). گوش خزه. گوش خزک. گوش خیزک. گوش سنب. گوشالنگ : گرچه صد پا بیش دارد گوش خز (کذا) لیک اندر گوش کس یک پای نتواند نهاد. نخشبی (از جهانگیری). گر بگویم عیب تو با گوش خز گوش خز انگشت در گوش افکند. نخشبی (از جهانگیری چ هند). رجوع به گوش خزک و گوش خزه شود.

کلمات هم‌قافیه با «گوش‌خز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید