معنی گوشخارک
5 بازدید
[ رَ ] (اِ مرکب) (از: گوش + خار، خارنده +-َک، پسوند سازندهٔ اسم از صفت) (حاشیهٔ برهان). هر چیز که بدان گوش خارند. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || میل گوش پاک کن. (جهانگیری: گوش خبه). گوش خاره. || جانوری را نیز گویند بسیارپای که به گوش مردم رود و مردم را بی آرام سازد و بسا باشد که هلاک کند، و آن را هزارپا هم میگویند. (برهان) (آنندراج). هزارپا. (ناظم الاطباء). ظاهراً در این معنی گوش خارک مصحف گوش خرک و آن مصحف گوش خزک باشد. رجوع به گوش خزک و گوش خزه شود.
کلمات همقافیه با «گوشخارک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر