معنی گوشتدار
4 بازدید
(نف مرکب) دارای گوشت. || سمین و فربه و تناور. (ناظم الاطباء). بسیارگوشت. پرگوشت. گوشتالود. گوشتالو. - میوه (کدو، بادنجان) گوشت دار؛ که قسمت مأکول میان پوست و هستهٔ آن نیک پر باشد.
کلمات همقافیه با «گوشتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر