معنی گوشتابی
4 بازدید
(حامص مرکب) عمل گوش تاب. گوش پیچی. گوش کسی را برای مجازات یا تأدیب پیچاندن. (فرهنگ نظام). گوشمالی و سیاست. (ناظم الاطباء). بر قیاس گوش تاب و با لفظ دادن و خوردن و کشیدن مستعمل. (آنندراج): سررشته گشته پنبهٔ غفلت به کار من از بس که گوش تابی استاد خورده ام. ملا مفید بلخی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گوشتابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر