معنی گوشبهزنگ
10 بازدید
[ بِ زَ ] (ص مرکب) متوجه. منتظر. بیوسان. - گوش به زنگ بودن؛ در انتظار بودن. مراقب و مواظب و متوجه بودن. و نیز رجوع به همین ترکیب در ذیل ترکیب های گوش شود.
کلمات همقافیه با «گوشبهزنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر