معنی گوشانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) گوشه و کمینگاه. (برهان) (ناظم الاطباء) (شعوری ج ۲ ص ۳۲۴): اگر مرا هزیمت دادند ترک از سیستان گیرم و به همان گوشانه راضی شوم. (تاریخ سیستان ص ۴۱۲). هنوزم عشق میدارد ز نکبت در پناه ارچه خرد بر من برون آرد ز هر گوشانه غوغایی. نزاری قهستانی (از شعوری و انجمن آرا و آنندراج). وقت وقتی بی محابا گر در آتش می رویم با گلستان خلیل اللَّه ز یک کاشانه ایم دابةالارض ار جهان بر هم زند شاید که ما چون نزاری حالیا ساکن در این گوشانه ایم. نزاری (از شعوری). دلاور چارصد مرد گزین داشت به چل گوشانه ده ده در کمین داشت. نزاری (از شعوری و آنندراج).
کلمات همقافیه با «گوشانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر