معنی گوساله‌پرست

معنی گوساله‌پرست

4 بازدید
[ لَ / لِ پَ رَ ] (نف مرکب) آنکه گوساله پرستد. که ستایش گوساله کند. کسی که بچهٔ گاو را ستایش می کند. (ناظم الاطباء): موسی چون از کوه طور بازآمد آن قوم را دید گوساله پرست شده اند. (قصص الانبیاء). چون آن بدیدند همه به یک بار سجده کردند گوساله پرست شدند. (قصص الانبیاء). چون موسی بازآمد... همهٔ قوم را گوساله پرست و کافر دید. (مجمل التواریخ و القصص). از بدی عالم گوساله پرست رخت بر گاو ثری خواهم داشت. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۸۳). - امثال: گر چشم خدای بین نداری باری خورشیدپرست شو نه گوساله پرست. ؟ (از امثال و حکم ج ۳ ص ۱۲۸۵).

کلمات هم‌قافیه با «گوساله‌پرست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید