معنی گوز سرو
5 بازدید
[ گَ / گُو زِ سَ رْوْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) میوهٔ سرو. جوزالسرو: بگیرند مازو و نارپوست و گزمازو و گلنار و گوز سرو و همه را به آب سماق بپزند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «گوز سرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر