معنی گوزگانی
5 بازدید
[ گَ / گُو ] (ص نسبی) منسوب به گوزگان : و از وی [ از انبیر قصبهٔ گوزگانان ] پوستهاء گوزگانی خیزد که به همهٔ جهان ببرند. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۹۷). رجوع به گورکانی شود.[ گَ / گُو ] (اِ) بر وزن مولتانی، تیماج و سختیان را گویند، و با زای فارسی هم به نظر آمده است. (برهان) (آنندراج). سختیان. (السامی فی الاسامی).
کلمات همقافیه با «گوزگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر