معنی گوزکلاغ
6 بازدید
[ گَ / گُو کَ ] (اِ مرکب) میوهٔ درخت سرو. (فرهنگ نظام): آن جوزگره نگر به صوف اخضر چون سرو که او گوزکلاغ آرد بر. نظام قاری (دیوان چ استانبول ص ۱۲۳). || در صحاری گرمسیر نواحی کاشان و بیشتر در مزارع جو گیاهی به افراط میروید که کونه یا ریشهٔ آن مانند سیب زمینی است و آن را گوزکلاغ نامند. در برج اسفند این کونه که گاهی به اندازهٔ سیبی درشت است کامل می شود. این کونه دراز و سفیدرنگ است و بتهٔ آن برگهای کوچک دارد. گل آن کوچک و زرد و به اندازهٔ گل ناز و خوشبو است. در ماه اسفند این گیاه تخم میکند و سه ماه بعد تخم آن میرسد و قابل زرع میشود. کونهٔ آن در یک چارک ذرع زیر زمین است. پس از بریان کردن یا پختن آن غذایی لذیذ و به طعم سیب زمینی است و در سالهای قحط کمک خوبی برای غذای مردم آن سامان است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «گوزکلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر