معنی گوزده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ) نوعی از صمغ باشد که رنگ آن به سرخی زند و از بوتهٔ خاری حاصل شود که آن را جهودانه میگویند، و به عربی عنزروت خوانند، و به فتح زای فارسی هم آمده است. (برهان) (مهذب الاسماء). کنجده. (مهذب الاسماء). و آن صمغ راکلک نیز خوانند. (جهانگیری) (انجمن آرا). || و نیز جانوری باشد شبیه به ملخ که شبها فریاد کند. (برهان). گوزده. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین) جراسک. جرواسک.
کلمات همقافیه با «گوزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر