معنی گوزاب
6 بازدید
[ گَ / گُو ] (اِ مرکب) آشی را گویند که از گوشت و برنج و نخود و گردکان پزند. (برهان) (آنندراج). از: گوز (گردو) +آب . (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): نتوان ساخت از کدو گوزاب نه ز ریکاسه جامهٔ سنجاب.عنصری. گولانج و گوشت و گرده و گوزاب و گادنی گرمابه و گل و گل و گنجینه و گلیم.لبیبی. رجوع به گوداب و گوذاب شود.
کلمات همقافیه با «گوزاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر