معنی گوریدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) آشفته شدن. در هم ریختن، چنانکه موی سر یا اسباب خانه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «گوریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر