معنی گورگاه
6 بازدید
(اِ مرکب) گور. قبر. گورجای : که این قادسی گورگاه من است کفن جوشن و خون کلاه من است.فردوسی. وگر نابرومند راهی بود وگر بر زمین گورگاهی بود.فردوسی. زمین عجم گورگاه کی است در او پای بیگانه وحشی پی است.نظامی.(اِخ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در ۵۰۰۰۰ گزی شمال کرمان و ۴۰۰۰ گزی باختر راه مالرو شهداد به راور. سکنهٔ آن ۱۲ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گورگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر