معنی گورشکاف
5 بازدید
[ شِ ] (نف مرکب) شکافندهٔ گور. نبّاش. گورشکاونه. رجوع به گورشکافنده شود. || (اِ مرکب) کفتار. ضبع . رجوع به ضبع شود.
کلمات همقافیه با «گورشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر