معنی گورسفید
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِخ) رودی در فیروزکوه. (از جغرافیای طبیعی کیهان ص ۸۷).[ سَ / سِ ] (اِخ) کوهی است در مشرق دریاچهٔ نیریز. (جغرافیای طبیعی کیهان ص ۵۵).[ سَ / سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراب دورهٔ بخش چگنی شهرستان خرم آباد واقع در ۷ هزارگزی جنوب خاوری سراب دوره و ۴ هزارگزی جنوب اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت. جلگه و معتدل مالاریایی و سکنهٔ آن ۲۴۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ خرم آباد تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوب و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنان سیاه چادربافی و جل بافی و راه آن مالرو است. ساکنان از طایفهٔ سبزه وار و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ سَ / سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان ماهور و میلانی بخش خشت شهرستان کازرون واقع در ۶۹۰۰۰ گزی کنارتخته که در دامنهٔ کوه بزان واقع شده است. سکنهٔ آن ۳۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «گورسفید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر