معنی گورخوان
6 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) مقری. قاری قبرستان. قرآن خوان. کسی که بر سر گور قرآن خواند. (یادداشت مؤلف): حلوا سه چار صحن شب جمعه چند بار بهر ریا به خانهٔ هر گورخوان شود.سعدی. || ملقن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «گورخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر