معنی گورخان

معنی گورخان

8 بازدید
(اِخ) نام عمومی امرای سلسلهٔ قراختائیان که در ماوراءالنهر امارت داشته اند و دولتشان به دست سلطان محمد خوارزمشاه کوچلکخان رئیس قوم عیسوی مذهب نایمن از طوایف مغول در ۶۱۷ هـ . ق. برافتاد. نام و لقب پادشاه ترکستان و ختاست... پادشاهان ترکستان و ختا را گورخان و گراخان و غراخان گفته اند. (انجمن آرا). دولت قراختاییان بین ۵۱۸ و ۵۱۹ هـ . ق. به توسط یلوتاشه ملقب به گورخان در سرزمین کاشغر و اراضی ساحلی شعب رودخانه های «تاریم» و «ایلی» تشکیل یافت و پایتخت ایشان در بلاساغون بوده و اندکی بعد از تشکیل دولت بر بلاد مسلمان نشین «اوزگند» و «ختن» و شهرهای شرقی ماوراءالنهر استیلا یافته و دائماً متعرض این ناحیهٔ اخیر بوده اند، ولی تا قبل از جنگ قطوان کاملاً نتوانسته بودند بر ماوراءالنهر استیلا یابند و در بلاد آن مستقر شوند. فتح گورخان قراختایی و شکست سلطان سنجر ایشان را به این آرزو رسانید، بنابراین مدت دولت قراختایی از ۵۱۸ یا ۵۱۹ است تا ۶۰۷ یعنی ۸۹ یا ۸۸ سال. (اقبال آشتیانی، مجلهٔ شرق دورهٔ اول شمارهٔ ۷ صص ۴۱۸-۴۱۹ از حاشیهٔ ۴ ص ۵۷ تعلیقات چهارمقالهٔ محمد معین). رجوع به تعلیقات چهارمقالهٔ معین ص ۵۶، ۵۷، ۵۸ شود: قدرخان ز چین گورخان از ختن دبیس از مداین ولید از یمن.نظامی.
(اِخ) نام امیر سلسلهٔ قراختایی معاصر سلطان سنجر و آنکه سنجر را در جنگ قطوان شکست داد: نه بر سنجر شبیخون برد زَاول گورخان وآخر شبیخون زد اجل تا گورخانه شد شبستانش. (دیوان خاقانی چ سجادی ص ۲۱۴).
(اِخ) لقب بهرام گور. (از برهان): با عبرت گورخانهٔ جان در عشرت گورخان چه باشی؟خاقانی. گور از پیش و گورخان از پس گور و بهرام گور و دیگر کس. نظامی (هفت پیکر ص ۷۳). گورخان را چو گور در خم کرد رفت از آن گورخانه پی گم کرد. نظامی (هفت پیکر ص ۷۶). آنچنان گورخان به کوه و به راغ گور کو داغ دید رست ز داغ. نظامی (هفت پیکر ص ۷۰). عاقبت گوری از کنارهٔ دشت آمد و سوی گورخان بگذشت.نظامی. چرخ از آن گورگیری بهرام گورخان زمانه کردش نام.امیرخسرو.

کلمات هم‌قافیه با «گورخان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید