معنی گورب
6 بازدید
[ رَ ] (اِ) چاقشور ساق کوتاه پشمی باشد که در زمستان در زیر کفش و موزه پوشند، و معرب آن جورب است. (برهان). چاقشور پشمین که زیر موزه پوشیده جهت دفع سرما، و آن به جای پای تابه باشد، و معرب آن جورب است که الحال به جوراب مشهور است. (رشیدی)... و جورب معرب گورب است و جمع آن را جواربه گویند. کذا فی القاموس. (انجمن آرا): بهای گورب و موزه فرست و کوکب و نعل هباست نزد تو این ها که من بها کردم. سوزنی (از رشیدی و جهانگیری). || کفش نمدی را هم گفته اند. (برهان).
کلمات همقافیه با «گورب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر