معنی گورانی
5 بازدید
(ص نسبی) منسوب به گوران (کرد). رجوع به گوران شود.(اِخ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومهٔ شهرستان ارومیه واقع در ۱۸ هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و ۱۵۰۰ گزی باختر شوسهٔ ارومیه به مهاباد. دره و هوای آن معتدل و سالم است. سکنهٔ آن ۱۳۰ تن است. آب آن از باراندوزچای تأمین میشود. محصول آن غلات و توتون و چغندر و انگور و حبوب و برنج و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).(اِخ) دهی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ۲۴ هزارگزی جنوب میناب کنار راه مالرو میناب به جاسک. جلگه و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۴۰۰ تن است. آب آن از چاه تأمین میشود. محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. مزارع سرمست، سورکی، جوشکی، غلامرضایی و علی شاهی جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ۳۰ هزارگزی جنوب میناب و ۶ هزارگزی خاور راه مالرو جاسک به میناب. جلگه و گرمسیر است و ۱۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گورانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر