معنی گوراندشت بزرگ

معنی گوراندشت بزرگ

6 بازدید
[ دَ تِ بُ زُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قاقازان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین واقع در ۴۳ هزارگزی شمال ضیاءآباد و ۶ هزارگزی راه شوسه. کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۹۱ تن است. آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول آن غلات، عدس دیمی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و گلیم و جاجیم بافی است. مزرعهٔ آستین درهٔ پایین جزء این ده است. ساکنان از طایفهٔ غیاثوند هستند. نصف سکنه زمستان به قلعه چای و بقیه به چهارطاقی طارم میروند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «گوراندشت بزرگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید