معنی گوبینو
6 بازدید
[ گُ نُ ] (اِخ) کنت ژزف آرتور دُ... سیاستمدار و نویسندهٔ فرانسوی که در ۱۸۱۶ م. در ویل دآوری متولد شد. وی از آغاز جوانی وارد سیاست شد. در سال ۱۸۵۱ م. به سمت دبیری هیئت اعزامی فرانسه در برن و سپس در هانور برگزیده شد. از سال ۱۸۵۴ تا ۱۸۵۸ م. دبیر سفارت و از سال ۱۸۶۲ تا ۱۸۶۴ وزیر مختار فرانسه در ایران شد. وی کتابهای بسیاری نوشته است از جمله: سه سال در آسیا (۱۸۵۹)، مذاهب و عقاید فلسفی در آسیای میانه (۱۸۶۵)، رساله ای دربارهٔ خطوط میخی (۱۸۶۴)، بررسی دربارهٔ عدم تساوی نژادهای بشر که مباحث آن در علمای پیرو تفوق نژادی آلمان مؤثر واقع شده است (۱۸۵۴)، تاریخ ایران (۱۸۶۹). گوبینو در سال ۱۸۸۲ م. در تورن درگذشت.
کلمات همقافیه با «گوبینو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر