معنی گواور
9 بازدید
[ گُ وِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش گیلان و همچنین نام مرتعی است واقع در ۱۰۰۰۰ گزی خاور گیلان و کنار شوسهٔ شاه آباد به ایلام که بین سراب قنبر و بارکله واقع شده است. هوای آن ییلاقی و سردسیر است. تابستان در حدود ۴۵۰ الی ۵۰۰ خانوار از گله داران ایل کلهر در این مرتع در سیاه چادر و آلاچیق ساکن میشوند و به زراعت دیم می پردازند و بعد از شهریورماه و برداشت محصول و افشاندن تخم به گرمسیر حدود مرز ایران و عراق مراجعت می کنند و در نواحی مختلف به شغل گله چرانی مشغول میشوند. طول مرتع در حدود ۱۵۰۰۰ و عرض آن ۶۰۰۰ گز و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۵۸۰ گز است، پس هوای تابستان آن معتدل است. اسامی چشمه سارهای مهم آن به شرح زیر است: چقارشیه، چرمی، کمره، غلامعلی، حاجلیکه، جعفر بهرام بیک، صیادیان، کرکول وزه. آبش از رودخانهٔ محلی است. دهستان از یک ده و صدها مزرعه تشکیل شده. تابستان در حدود ۱۲۰۰ خانوار از ایل کلهر برای تعلیف احشام و زراعت دیم به نقاط زیر می آیند و زمستان مراجعت مینمایند: مزارع گواور۵۰۰ خانوار۳۰۰۰ نفر ده بازکله ۱۲۰ »۷۲۰ » مزرعهٔ چال آب ۱۰۰ »۶۰۰ » « ژامرک ۳۰ »۱۸۰ » « سرآب قنبر۱۰۰ »۶۰۰ » « سیه ایار۲۵۰ »۱۵۰۰ » « کوله سیه وترازک ۲۰۰»۱۲۰۰ » « جمع ۱۳۰۰ »۷۸۰۰ » (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گواور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر