معنی گوانگل
5 بازدید
[ اَ گُ / گَ ] (اِ) گوانگله. گوی انگل. گوی انگله : هر آن گوانگل زرین که چرخ از اختران سازد لباس عمر او را چون طرازی جاودان زیبد. اثیرالدین اخسیکتی (از انجمن آرا) (آنندراج). ای کریمی که کند چرخ ز خورشید و هلال جامهٔ قدر تو را هر سر مه گوانگل. کمال الدین اسماعیل (از رشیدی). رجوع به گوانگله و گوی انگل و گوی انگله شود.
کلمات همقافیه با «گوانگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر