معنی گواش
6 بازدید
[ گُ ] (اِ) به معنی صفت و رنگ و لون باشد. (برهان). کواس. کواسه. کواش. کواشه. گواس. گواسه. گواشه. رجوع به هر یک از کلمات مذکور شود.[ گَ ] (اِخ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار که در ۱۳۰۰۰ گزی شمال قصرقند، کنار راه مالرو قصرقند به چانف واقع شده است. هوای آن گرم مالاریایی و سکنهٔ آن ۱۰۰ تن است. آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصول آن برنج و خرما و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گواش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر