معنی گواس
8 بازدید
[ گُ ] (اِ) صفت و گونه. (آنندراج) (انجمن آرا). کواس. کواسه. کواش. کواشه. گواش. گواشه. گواسه. و رجوع به گواشه و گواش شود.
کلمات همقافیه با «گواس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر