معنی گواره
5 بازدید
[ گَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) مخفف گهواره است، و به عربی مهد خوانند. (برهان): ای پیرهنت گوارهٔ گل رویت گل سرگوارهٔ گل.سیداحمد مشهدی. || گلهٔ گاو. (برهان). در خراسان نیز به این معنی است. (فرهنگ نظام). || گلهٔ گاومیش. || (اِ) خانهٔ زنبور. (برهان). || سبدی باشد که انگِشت در آن کشند. (لغت فرس ص ۵۱۴). قرطال. (تفلیسی): گر بخواهی نیاز نوشیدن تو همی آب در گواره کنی. ؟ (از لغت فرس اسدی ص ۵۱۴). رجوع به کوار و کوواره و کواره و گوار شود. || هر چیز محلل غذا و هضم کننده و گوار. || هر آنچه از خوردنی و آشامیدنی که به آسانی از حلق فرورود و در گلو گیر نکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر