معنی گوارندگی
5 بازدید
[ گُ رَ دَ / دِ ] (حامص) خوشگواری و خوش آیندگی. (ناظم الاطباء). صفت گوارنده. گوارایی. مساغ. مرائت. مرائة: از یکی سو رونده آب فرات به گوارندگی چو آب حیات.نظامی.
کلمات همقافیه با «گوارندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر