معنی گواردن
5 بازدید
[ گُ دَ ] (مص) گواریدن. لذیذ شدن. لذت دادن. گوارا بودن. گوارا گشتن. مهنا شدن. و رجوع به گواریدن شود. || گواریدن. هضم شدن. تحلیل رفتن. گذشتن. و رجوع به گواریدن شود. || هضم کردن. گذرانیدن. تحلیل بردن. و رجوع به گواریدن شود.
کلمات همقافیه با «گواردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر