معنی گهنبار
5 بازدید
[ گَ هَمْ ] (اِ) به معنی گاهنبار، گهنار، گهنباره و گهبار. (فرهنگ رشیدی): به فر فریدون و هنگ نهنگ به گاه گهنبار هوشنگ شنگ. اسدی (از لغت فرس). رجوع به گاهنبار شود.
کلمات همقافیه با «گهنبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر