معنی گهزن
5 بازدید
[ گَ زَ ] (اِ) یکی از افزار کفش دوزی است. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ سروری) (ناظم الاطباء): گمان برم [ که ] به زراقی و به حیله گری ز کلک و گهزن و سنگ تراش و نشکرده تراش کرده بوی آرزوی زرد و هزار درست و نیمه برون از قراضه و خرده. سوزنی.
کلمات همقافیه با «گهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر