معنی گهردار
5 بازدید
[ گُ هَ ] (نف مرکب) مخفف گوهردار: گفتم چه صاعقه است گهردار تیغ او گفتا جداکنندهٔ جسم عدو ز جان.فرخی. زدوده تیغ گهردار رنگ داده به خون بنفشه زار و سمن زار و لاله زار تو باد. سوزنی. رجوع به گوهردار شود.
کلمات همقافیه با «گهردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر