معنی گهرجوی
5 بازدید
[ گُ هَ ] (نف مرکب) مخفف گوهرجوی. جویندهٔ گوهر. آنکه گوهر جوید و دنبال آن رود: گهرجوی را تیشه بر کان رسید جگر خوردن دل به پایان رسید.نظامی.
کلمات همقافیه با «گهرجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر