معنی گنگر
10 بازدید
[ گَ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان توابع کجور بخش مرکزی شهرستان نوشهر که در ۶۰۰۰ گزی جنوب باختری کجور واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۱۵۰ تن است. آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی تأمین میشود. محصول آن غلات، ارزن و شغل اهالی زراعت است. عده ای زمستان به حدود قشلاق کجور به کارگری میروند و شغل اکثر آنها حفر چاه و مکاری است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). یکی از دهات کجور مازندران است. (مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۰۸ و ترجمهٔ همان کتاب ص ۱۴۶).
کلمات همقافیه با «گنگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر