معنی گنگخیری
7 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل که در ۱۵۰۰۰ گزی جنوب باختری ده دوست محمد، نزدیک به مرز افغانستان واقع شده است. هوای آن گرم معتدل و سکنه اش ۳۱۷ تن است. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گنگخیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر