معنی گنگاری
6 بازدید
[ گُ ] (اِ) ماری که پوست افکنده باشد. (الفاظ الادویه). ظاهراً تصحیف گنکار است. رجوع به گنکار شود.
کلمات همقافیه با «گنگاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر