معنی گنکار
5 بازدید
[ گُ ] (اِ) ماری را گویند که تازه پوست افکنده باشد. (برهان) (آنندراج): از گفتن نیک وز نکویی گنگ است و برهنه همچو گنکار. شهاب الدین عبدالرحمن (از رشیدی).
کلمات همقافیه با «گنکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر