معنی گنوئیه
6 بازدید
[ گِ ئی یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیسکان بخش بافت شهرستان سیرجان که در ۱۸۰۰۰ گزی شمال بافت و ۴۰۰۰ گزی خاور راه فرعی بافت به قلعه عسکر واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۷۵ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالی بافی بدون نقشه. راه آن مالرو است. مزارع سمیلی آباد، باغ حسن، سنگوییه جزء این ده است. ساکنان از طایفهٔ لک هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گِ ئی یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان که در ۸۴۰۰۰ گزی شمال کرمان و ۲۰۰۰ گزی باختر راه مالرو شاهزاده محمد به کرمان واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۱۵۰ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آن غلات، حبوب، و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گَ ئی یِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین که در ۳۰ هزارگزی باختر نائین و ۷ هزارگزی شوسهٔ نائین به اردستان واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۱۰۲ تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «گنوئیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر